تبلیغات
ستاره شکسته - اینجا منم

ستاره شکسته

دیـگر؛ بـانـویِ هـیچ قـصـه ای نـخواهـم شد ! کـه ایـن بـانـو خـود قصـه هـا دارد

 
همانی که بود و نگاه بی تمنای بودنت را چون قاب عکسی دیرین بر رخ کشید تا عکس حظورت را بر دیوار قلبش احساس کند .
می گفتی بودنت را برای بودن هر آینه داده ای و مانده ای میان این و آن ، تا باشی هر آنچه این خواهد و آن شود . اما ندانستی که بودنت چون فصل بی ریای نگاه مادر حریمی ندارد برای تن . تن مرا محرم خویش است و خویشتن مرا محرم تن .
آری ...
اینجا هنوز از صدای گریه های پرصِلای شب تنم میخ می شود میان همهمه ی باور نبودنت .
آری با توام.........  این سان .......... رو برویت .  مست نگاه پر تمنای رفتنت و این سیل عظیم از تردید نگاه عکست بروی سنگ قبر دلم.
آه ای بیرحم زمانه ی بیداد . هر آن دم میستانی مرا ، ز دل . بر خویشتن می کشی بودن ، مرا .
 چنین زار و ناتوان دستهای مادرم ببین !!! چه می خواهی از او دل ؟؟؟ چشمهای  بی ریایش را اشک نماند.
 ازهای و هوی بودنت بیم کن . آه ای بیرحم زمانه ی بیداد
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده در دوشنبه 19 دی 1390 ساعت ساعت 13 و 47 دقیقه و 44 ثانیه توسط mary نظرات |


آخرین مطالب
» شقایق
» اینجا منم
» عاشقانه
» ای خدای تنهایی!
» عاشقانه
» عاشقانه
» حرف دل
» عاشقانه
» دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
» عاشقانه
» عینک
» عاشقانه
» هیچ کس زنده نیست ... همه مردند
» حرف دل
» عاشقانه

Design By : RoozGozar.com